t2

خاکستر نیمه‌ی غایب دود است. تازگی

بعد از اینکه متن را تایپ کردید 1

 

خاکستر، نیمه­ی غایب دود است. جفتی که لب برتیغ بوده و تازه­گی به هم­داستان­اش رسیده. خاکستر ماجرایی است که دودش پیش­تر منتشر شده. پی­نوشتی که در خدمت اثر قبلی هست ولی نه ادامه­اش است نه تکرارش. چیستی و رابطه این دو اثر از اسم­شان پیداست. مصداق دود و خاکسترند؛ از یک آتش پدید آمده­اند و همان­قدر که با هم عجین­اند، به لحاظ ماهیت از هم سواند. خواستگاه جفت داستان یکی است، همین­طور آغاز و انجام­اش. با خودکشی لادن کلید می­خورند و با انتقام گرفتن حسام خاتمه می­یابند. شخصیت­ها چندان تغییر نکرده­اند، هردو ماجرا در یک بزنگاه اتفاق می­افتند و به­رغم این شباهت­ها، قصه­ای متفاوت دارند. مثل لنگه­های یک دستکش­اند، در ظاهر شبیه و در واقع جدا. خاکستر از چشم ضدقهرمان دود روایت می­شود، دود از چشم ضد­قهرمان خاکستر. هر روای ندیده و نشنیده­های قهرمان داستان دیگر را برملا می­کند و ماجرا از دو زاویه متفاوت دیده می­شود. دود از منظر قربانی است و خاکستر از دید جفاکار. این داستان­ها، دو روی یک سکه­اند. طوری باهم جفت شده­اند که در عین ارجاع به هم وام­دار نیستند. هر کدام روی پای خودش ایستاده، داستانی قائم به­ذات ­است و پرواضح که مطالعه جفت­شان لذتی مضاعف دارد.

خاکستر با تاریکی شروع می­شود و به­تاریکی ختم. روز رودررویی با سرنوشت است. حکایت شکست، تباهی و بی­پناهی آدم­هایی که آویختگی خودشان را به معشوقی، کاری، شرکتی بسته­اند و به هر طرف می­روند سر از تاریکی در می­آورند.

 


منبع این نوشته : منبع
خاکستر